مرحوم آیت الله حسین شب‌زنده‌دار جهرمی

حوزه تخصصی:

استاد اخلاق و تربیت اسلامی

تولد و خانواده:
در آغاز بهار و نخستین روزهای سال 1308 شمسی (8 شوال 1347) در خانة کربلایی احمد واقع در محلة قدیمی سنان جهرم، پسری دیده به جهان گشود. پدر و مادر وی که از شیفتگان پیامبر و آل او (ع) بودند نامش را «حسین» نهادند.
کربلایی احمد و بردارش حاج قنبر با همسر و فرزندان در یک خانه ساده زندگی می کردند. هر دو کاسب جزء و ساده بودند که روزانه کالاهای مورد نیاز روستاییان را از شهر تهیه می کردند و برای فروش به روستا می بردند. آنان ضمن گذران امر معاش از این راه احکام دینی و مسائل شرعی را نیز به روستاییان می آموختند. این دو برادر در جهرم و قسمتی از حومة آن به صلاح و تقوا و درست کاری در معاملة با مردم و مناعت و قناعت طبع مشهور بودند و در ارادت و اخلاص ویژه ای که نسبت به اهل بیت (ع) داشتند، زبانزد اهالی بودند. قمر خانم مادر حسین نیز از زنان شایسته محل بود و او نیز همچون همسرش به کمالاتی آراسته بود و علاقة فراوانی به پیشوایان دین داشت. این مادر وقتی حسین کوچک بود و آسیبی به چشمانش وارد شده بود، با کمک خواهرانش بسیار از او مواظبت و پرستاری کرد. در سفری که برای پابوسی حضرت رضا (ع) به مشهد رفتند، حسین را نیز با خود بردند و پدر و مادر در جوار قبر آن حضرت ضمن دعا و زیارت، با توسّلات خالصانة خود، شفای چشم فرزند را از خدا خواستند. به برکت این حضور و دعاهای آنان چشم کودک شفا یافت و مادر به شکرانة سلامتی فرزند در گوش حسین حلقه آویخت و او را به عنوان غلام حضرت رضا (ع) مفتخر ساخت.

تحصیلات و استادان:
وی بین 6 تا 7 سالگی به مکتب خانه محل زادگاهش رفت. خواندن و نوشتن، قرائت قرآن و برخی از آداب و رسوم و احکام شرعی را آموخت. استعداد و حافظه خود را در مکتب خانه به معلم و عشق و علاقة درونی برای ادامه تحصیل و یادگیری علوم دینی را در خانه نشان داد. پدر و مادر هم با خشنودی فرزندشان را به ادامة تحصیل تشویق و در حدّ توان از وی حمایت کردند.

تحصیل در جهرم:
نوجوان جهرمی که عاشق علم و دانش بود و به خاطر ارتباط و ملازمت پدر با اهل علم و مردان حق، علاقة شدیدی به روحانیان و عالمان دینی پیدا کرده بود، با آنان ارتباط و مراوده برقرار کرد و با راهنمایی آنان در مدرسة خان (زمانیه) جهرم حجره گرفت و مشغول تحصیل شد.
او مقدمات علوم، ادبیات، مقداری از مسائل فقهی و شرعیان و آداب و اخلاق را از حجج اسلام آقایان سیّد حسین شریعتمداری (1351 ش)، میرزا محمد نمازی (1369 ش)، شیخ علی اکبر ناصری (1368 ش.)، سیّد محمد احمدی (1356 ش.) سیّد محمدرضا اصفهانی (1362 ش.). به ویژه آیت الله سیّد ابراهیم حق شناس (1360 ش.) و آقا شیخ عطاءالله حقدان (1330 ش.) به خوبی فرا گرفت. با اتمام دروس این دوره، عطش فراگیری و کسب بهره های علمی و معنوی در او بیشتر شد.
وی می خواست به حوزة بزرگ شیراز برود، اما با موانعی مانند نامساعد بودن وضع مالی پدر، سختی تحمّل جدایی از پدر، عمو و سایر بستگان، فراق مادر از دست رفته و مسائلی دیگر رو به رو شد.
بر سر این دو راهی و برای رفع و رهایی از این مشکل به منزل عالم برجسته شهر حضرت آیت الله آقا سیّد علی اکبر آیت الّلهی رفت و از ایشان درخواست استخاره نمود. آقا قرآن را گشود از قضا استخاره بد آمد. تازه جوان دلدادة علم با شنیدن کلمة «بد» حالش دگرگون گردید و همانجا به زمین افتاد و بی هوش شد. خدمتگذار آقا او را به هوش آورد و جون عهده بسته بود به مقتضای استخار عمل کند، سفرش را برای مدّتی به تعویق انداخت، ولی همچنان امید عزیمت به شیراز را داشت. پس از مدتی با پدر و عمو نزد آیت الله آقا سیّد ابراهیم حق شناس که او هم از عالمان بزرگ شهر محسوب می شد رفت و استخاره خواست. این بار استخاره خوب آمد و آرزوس نوجوان برآورده گردید. پدر و عمو هم تسلیم مقتضای استخاره شدند.
آنان مقدمات سفر را فراهم ساختند و هنگام عزیمت به شیراز بدرقه اش نمودند. آیت الله شب زنده دار در این باره می نویسد:
«... امّا همه اینها یک طرف و دعا و توسّل خاصلانه و متضرّعانه پدر عزیزم به هنگام سوار شدن و خداحافظی که با عموی بزرگوار و جمع زیادی از همشیره ها و فامیل و دوستان که برای بدرقه آمده بودند، طرف دیگر... همین دعا بحمدالله کار خود را کرد. در شیراز یکی از بزرگ ترین نعمت های الهی که برای ابد مایة افتخارم شد، نصیبم گشت و آن شاگردی ولّی خدا، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ ابوالحسن حدائق اصطهباناتی (ره) در مدرسة مبارکة منصوریه بود.»

در شیراز:
آیت الله شب زنده دار جهرمی برای مدتی در مدرسه مقیمیه و پس از آن در مدرسه منصوریه شیراز اقامت گزید و به تحصیل مشغول گردید. در این دوره کتابهای درسی رایج در معانی و بیان، فقه و اصول و کلام و عقاید را نزد استادان و بزرگان حوزه علمیه شیراز حجج اسلام آقایان ملاّ احمد دارابی، سیّد علی خفری و حضرت آیات آقایان بهاءالدین محلاّتی (1401 ق.)، شیخ ابوالحسن حدائق (1388 ق.) و سیّد عبدالعلی آیت اللّهی آموخت.
در پایان این دورة سه ساله به دستور آیت الله حدائق که محبت سرشاری به آقای شب زنده دار داشت. مجلس جشنی در باغ مدرسه منصوریه برگزار گردید و آیت الله حدائق ضمن اهدای عبا و عمامه به آقای شب زنده دار با دستان مبارکش عمامه بر سر وی گذاشت و او را به لباس مقدّس روحانیت مفتخر نمود.

آیت الله شب زنده دار در یادداشتهای خود می نویسد:
«پس از آنکه با لباس روحانیت به جهرم آمدم به قدری مرحوم پدرم خرسند شد و بعد از آن احترام دیگری به من می گذاشت که وجداناً مرا شرمنده می کرد. مثلاً آن وقتها جهرم مثل بسیاری از جاهای دیگر برق نداشت، شبها کوچه ها تاریک بود... گاهی می خواستیم با پدرم شبها جایی برویم، می فرمود: من باید جلوی تو چراغ بِکشم! من می گفتم: مگر چنین چیزی می شود که پدر جلوی فرزند چراغ بِکشد. با این عبارت جواب می داد: تو عمامه داری و طلبه هستی...» پدرم برای عموم علمای اسلام احترام قائل می شد و عملاً نیز نشان می داد. وقتی می دید فرزندش در لباس آنهاست، بیشتر احترام می کرد ...»

در قم:
وی که حدود هجده بهار از عمرش را پشت سر گذاشته و متون دروس دروة سطح متوسطه را خوانده بود، تصمیم گرفت، برای ادامة تحصیلات عالی به قم مهاجرت کند. این بار نزد استادش آیت الله حدائق رفت و از وی درخواست استخاره کرد وقتی استاد قرآن را گشود آیة «هنا لک الولایة الحقّ هو خیر ثواباً و خیر عقبا ...» آمد. مضمون استخاره آینده ای روشن و سرنوشتی سعادتمند در این دنیا و رسیدن به مقامات عالی و اجر و ثواب الهی بسیار در آخرت را نوید می داد. وی پس از این استخاره در آغاز سال تحصیلی 1365 ق. (1326 ش.) با اجازة پدر و استاد به قم مهاجرت نمود. نخست در مدرسه فیضیه و پس از مدتی در مدرسة حجتیه سکونت گزید و به تحصیل مشغول گردید. او قسمتی از درسهایی را که در دورة سطح متوسطه نخوانده بود، نزد آیت الله شهید محمد صدوقی (1401 ق.) خواند. سپس فراگیری متون دروس سطح عالی را شروع کرد. «رسائل»، «مکاسب» و «کفایة الاصول» در فقه و اصول را نزد آیات آقایان شیخ محمد تقی بهجت، شیخ مرتضی حائری (1406 ق.)، سیّد رضا بهاءالدینی (1418 ق.)، سیّد محمدباقر سلطانی طباطبایی (1418 ق.)، سیّد عبدالجواد اصفهانی (1407 ق.)، میرزا محمد مجاهدی تبریزی (1380 ق.)، آقا سیّد رضا صدر (1415 ق.)، و شیخ عبدالرزاق قاینی (1414 ق.)، «شرح تجرید و شوارق» در کلام و حکمت را در محضر آیت الله سیّد احمد خوانساری (1405 ق.) و ... خواند و دورة سطح را به پایان رسانید.

پس از آن خود را برای استفاده از مباحث دوره خارج آماده کرد. آقای شب زنده دار سالها به طور مرتب و منظم و مجدّانه در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام آقایان حاج سیّد حسین بروجردی (1380 ق.)، سیّد محمد محقق داماد (1388 ق.)، شیخ محمد علی اراکی (1415 ق.)، امام خمینی (1409 ق.)، سیّد محمدرضا گلپایگانی (1414 ق.)، شیخ عباسعلی شاهرودی (1383 ق.) حاضر شد و همزمان در درس تفسیر استاد علاّمه سیّد محمد حسین طباطبایی (1402 ق.) حضور یافت و ضمن مباحثه، تقریر برخی از دروس یاد شده را نگاشت و از آن پس در شمار فضلا و اساتید زبدة حوزه قرار گرفت. آقای شب زنده دار، در سالهایی که در حلقه دروس خارج شرکت می کرد، به خاطر دریافت سریع مطالب، پشتکار و حافظه قوی، پیوسته از صحبتهای پدرانه استادان بهره مند می گشت.

تدریس:
آیت الله شب زنده دار از استادان برجسته حوزه علمیه قم به شمار می رود و سابقة تدریس حوزوی ایشان به چهل سال می رسد. وی در مدرسه خان جهرم و منصوریه شیراز کتابهایی را که خوانده بود، برای داوطلبان درس داد و از سالی که به حوزة علمیه قم وارد شد، متون آموخته شده را تدریس کرد. بیشتر تدریس او در قم طی چند دوره شامل مباحث فقهی و اصولی از «لمعتین»، «مکاسب»، «قوانین الاصول» و «اصول الفقه» برای طلاّب داوطلب در مساجد اعظم، امام حسن عسکری (ع)، مسجد نو و مدارس حقانی، رضویه، گلپایگانی و بحث نفسیر و اخلاق در مدرسه فیضیه و مسجد حضرت معصومه (ع) به صورت آزاد و عمومی بود.

وی در تدریس بیانی شیرین و شیوا داشت و برای تفهیم و انتقال درست مطالب به مخاطبان از الفاظ و قالبهای ساده استفاده می نمود. از امثال و نمونه ها نیز بهره می گرفت و موقع پاسخ دادن به پرسشهای درسی و حلّ مشکلات علمی، تحمّل به خرج می داد و با جوابی درخور، سؤال کننده را قانع می کرد.
ایشان که به علت بیماری در بیمارستان شهید بهشتی قم و سپس در بیمارستان مسیح دانشوری تهران بستری بودند صبح امروز 4 مرداد 93 در سن 85 سالگی دار فانی را وداع گفتند

تألیفات:
آیت الله شب زنده دار در کنار تمام فعالیت‌ها در عرصه نگارش هم آثار زیادی به صورت تقریرات دروس خارج، شرح و حواشی بر برخی از تفاسیر و ادعیه و مقالات پربار در موضوعات گوناگون دینی نگاشته است که به آن‌ها اشاره می‌شود:
- تقریرات دروس خارج فقه و اصول آیت الله خمینی
- حواشی بر تفاسیر مجمع البیان و المیزان
- شرح دعای مکارم الاخلاق
- مجموعه یادداشتهای مدون شده پیرامون مسئله امامت
- مقالات متعدد در موضوعات اخبار غیبی و علوم دیگر قرآن، معاد و قیامت، آینده دنیا و... چاپ شده در مجله مکتب اسلام، مکتب تشیع، معارف جعفری و...

دسترسی سریع